اسم
سرباز پراکنده، سرباز جدا افتاده از واحد
جملات نمونه برای Versprengter:
„Keiner scheint zu den aufgerufenen Einheiten zu gehören. Die meisten sind ''Versprengte,'' die ihren Haufen verloren haben.“
به نظر نمیرسد هیچکس به واحدهای فراخوانده شده تعلق داشته باشد. بیشتر آنها سربازان پراکندهای هستند که گروه خود را گم کردهاند.