das Verständigungsmittel

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃtɛndɪɡʊŋsˌmɪtl̩/
Worttrennung: Ver·stän·di·gungs·mit·tel
اسم

وسیله ارتباطی، ابزار تفاهم

Bedeutungen

1

هر چیزی که به افراد کمک می‌کند تا با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و منظور خود را بفهمانند؛ ابزار یا روشی برای ایجاد تفاهم.

  • Sprache ist das wichtigste Verständigungsmittel zwischen Menschen.زبان مهم‌ترین وسیله ارتباطی بین انسان‌ها است.
  • Gestik und Mimik können als nonverbale Verständigungsmittel dienen.حرکات دست و حالات چهره می‌توانند به عنوان ابزارهای ارتباطی غیرکلامی عمل کنند.
  • Ein Wörterbuch kann ein nützliches Verständigungsmittel auf Reisen sein.یک فرهنگ لغت می‌تواند ابزار ارتباطی مفیدی در سفر باشد.