die Verständlichkeit
فهمپذیری، خوانایی، قابلیت درک
Bedeutungen
1
کیفیت یا درجهای که چیزی (مانند متن، گفتار یا دستورالعمل) به راحتی قابل درک یا فهمیدن است.
- Die Verständlichkeit des Textes ist sehr gut.فهمپذیری متن بسیار خوب است.
- Wir müssen die Verständlichkeit unserer Anweisungen verbessern.ما باید فهمپذیری دستورالعملهایمان را بهبود بخشیم.
- Die Verständlichkeit der Sprache war für die Zuhörer wichtig.قابلیت درک زبان برای شنوندگان مهم بود.