das Verständnis
درک، فهم، همدلی
Bedeutungen
1
توانایی درک و فهم یک مطلب، موضوع یا موقعیت؛ درک عمیق یک مفهوم.
- Er hat ein tiefes Verständnis für die Probleme der Menschen.او درک عمیقی از مشکلات مردم دارد.
- Ohne ein gewisses Verständnis der Materie ist eine Diskussion schwierig.بدون درک مشخصی از موضوع، بحث دشوار است.
- Ihr Verständnis der deutschen Grammatik ist ausgezeichnet.فهم او از دستور زبان آلمانی عالی است.
2
همدلی و درک متقابل بین افراد یا گروهها؛ پذیرش دیدگاههای دیگران.
- Zwischen den beiden Kulturen gibt es ein großes gegenseitiges Verständnis.تفاهم متقابل زیادی بین دو فرهنگ وجود دارد.
- Wir bitten um Ihr Verständnis für die Verzögerung.ما از شما برای این تأخیر پوزش میطلبیم و تقاضای درک داریم.
- Ein gutes Arbeitsklima basiert auf gegenseitigem Verständnis.یک محیط کاری خوب بر اساس درک متقابل بنا شده است.