die Verständnislosigkeit
عدم درک، ناباوری، بیتفاوتی نسبت به درک مطلب
Bedeutungen
1
حالت یا نشانهای از عدم توانایی یا عدم تمایل به درک چیزی؛ ناباوری یا گیجی در مواجهه با یک موقعیت یا اطلاعات.
- Seine Verständnislosigkeit angesichts der einfachen Erklärung war offensichtlich.عدم درک او در مواجهه با توضیح ساده، آشکار بود.
- Die Verständnislosigkeit im Publikum wuchs, als der Redner immer komplizierter sprach.با پیچیدهتر شدن سخنان سخنران، عدم درک در میان حضار افزایش یافت.
- Sie blickte ihn mit einer Mischung aus Enttäuschung und Verständnislosigkeit an.او با ترکیبی از ناامیدی و عدم درک به او نگاه کرد.