die Verstümmelung

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʃtʏməlʊŋ/
Worttrennung: Ver·stüm·me·lung
اسم

مثله کردن، قطع عضو

Bedeutungen

1

عمل قطع کردن یا آسیب رساندن شدید به یک عضو بدن به گونه‌ای که عملکرد آن مختل شود یا ظاهر آن به شدت تغییر کند؛ اغلب به دلایل خشونت‌آمیز یا سنتی.

  • Die Verstümmelung von Gliedmaßen ist eine grausame Strafe.مثله کردن اندام‌ها یک مجازات وحشیانه است.
  • Die Organisation kämpft gegen die weibliche Genitalverstümmelung.این سازمان با مثله کردن جنسی زنان مبارزه می‌کند.
  • Die Verstümmelung von Tieren ist in vielen Ländern illegal.مثله کردن حیوانات در بسیاری از کشورها غیرقانونی است.