verstoßen
تخلف کردن، نقض کردن؛ طرد کردن، راندن
Beispiele
- Er hat gegen das Gesetz ''verstoßen''.او قانون را نقض کرده است.
- Die Vorratsdatenspeicherung ''verstößt'' gegen das Grundgesetz.ذخیرهسازی دادههای انبوه (Vorratsdatenspeicherung) قانون اساسی را نقض میکند.
- Er wurde als Kind von seinen Eltern ''verstoßen''.او در کودکی توسط والدینش طرد شد.
- Da für Karl das Bündnis mit Desiderius nicht mehr von Nutzen war, ''verstieß'' er seine Frau nach kurzer Ehe und schickte sie seinem Schwiegervater zurück.از آنجا که اتحاد با دسیدریوس دیگر برای کارل سودی نداشت، او همسرش را پس از ازدواجی کوتاه طلاق داد و او را به پدر همسرش بازگرداند.
Bedeutungen
1
Akkusativ + aus + Dativ
کسی را از گروه، خانواده یا جامعهای طرد یا اخراج کردن.
- Die Familie verstieß ihn wegen seines Verhaltens.خانواده او را به خاطر رفتارش طرد کردند.
- Er wurde aus dem Verein verstoßen.او از باشگاه اخراج شد.
2
gegen + Akkusativ
از یک قانون، قاعده یا اصل تخلف کردن یا آن را نقض کردن.
- Er hat gegen die Regeln verstoßen.او قوانین را نقض کرده است.
- Das Unternehmen verstößt gegen Umweltschutzauflagen.این شرکت مقررات حفاظت از محیط زیست را نقض میکند.