der Verstoßener
راند شده، طرد شده
Bedeutungen
1
شخصی که از گروه، جامعه یا خانواده خود طرد شده و پذیرفته نمیشود؛ کسی که از نظر اجتماعی منزوی است.
- Er lebte als Verstoßener am Rande der Gesellschaft.او به عنوان یک طرد شده در حاشیه جامعه زندگی میکرد.
- Der Verstoßene suchte nach einem Ort, an dem er akzeptiert würde.فرد رانده شده به دنبال مکانی بود که در آن پذیرفته شود.
- Die Geschichte handelt von einem Verstoßenen, der seine Identität sucht.داستان درباره یک فرد طرد شده است که هویت خود را جستجو میکند.