اسم
درگیری، پیچیدگی، گرفتاری، ورطه
جملات نمونه برای Verstrickung:
„Und sie sprechen darüber, welche Kreise die ''Verstrickung'' eigener Familienmitglieder in die Taten der Nationalsozialisten noch bei den kommenden Generationen zog.“
«و آنها در مورد اینکه چگونه درگیری اعضای خانواده خودشان در اقدامات نازیها، هنوز هم نسلهای آینده را تحت تأثیر قرار میدهد، صحبت میکنند.»