der Vertrag

Aussprache: /fɛɐ̯ˈtʁaːk/
Worttrennung: Ver·trag
اسم

قرارداد، پیمان

Bedeutungen

1

یک توافق رسمی و الزام‌آور بین دو یا چند طرف (افراد، شرکت‌ها یا دولت‌ها) که شرایط و تعهدات متقابل را مشخص می‌کند و معمولاً به صورت کتبی تنظیم می‌شود.

  • Sie haben einen neuen Arbeitsvertrag unterschrieben.آنها قرارداد کار جدیدی را امضا کردند.
  • Der Vertrag trat am ersten Januar in Kraft.قرارداد از اول ژانویه لازم‌الاجرا شد.
  • Die beiden Länder schlossen einen Friedensvertrag.دو کشور پیمان صلح بستند.
2

پیمان یا عهد بین افراد یا گروه‌ها که تعهدات اخلاقی یا اجتماعی را بیان می‌کند.

  • Er hielt sein Wort und erfüllte den stillen Vertrag.او به قولش عمل کرد و پیمان نانوشته را به جا آورد.
  • Der Vertrag zwischen den Nachbarn basierte auf gegenseitigem Respekt.پیمان بین همسایگان بر اساس احترام متقابل بود.
  • Sie schlossen einen Vertrag, sich gegenseitig zu helfen.آنها پیمان بستند که به یکدیگر کمک کنند.