die Vertrauensperson

Aussprache: /fɛɐ̯ˈtʁaʊ̯ənsˌpɛʁzoːn/
Worttrennung: Ver·trau·ens·per·son
اسم

فرد مورد اعتماد

Bedeutungen

1

شخصی که می‌توان به او اعتماد کرد و رازها یا نگرانی‌ها را با او در میان گذاشت.

  • Er ist meine wichtigste Vertrauensperson, wenn ich Probleme habe.او مهمترین فرد مورد اعتماد من است وقتی مشکل دارم.
  • Kinder brauchen eine Vertrauensperson, an die sie sich wenden können.کودکان به یک فرد مورد اعتماد نیاز دارند که بتوانند به او مراجعه کنند.
  • Sie erzählte ihrer Vertrauensperson alles über ihre Ängste.او همه چیز را در مورد ترس‌هایش به فرد مورد اعتمادش گفت.
2

فردی که به طور رسمی مسئولیت یا وظیفه‌ای را بر عهده دارد و نیاز به اعتماد دارد، مانند مشاور یا نماینده.

  • Die Schule hat für jeden Schüler eine Vertrauensperson bestimmt.مدرسه برای هر دانش‌آموز یک فرد مورد اعتماد تعیین کرده است.
  • Als Vertrauensperson des Teams muss er objektiv bleiben.به عنوان فرد مورد اعتماد تیم، او باید بی‌طرف بماند.
  • Die Vertrauensperson hilft den Mitarbeitern bei der Lösung von Konflikten.فرد مورد اعتماد به کارکنان در حل و فصل اختلافات کمک می‌کند.