die Vertretungsmacht

Aussprache: /fɛɐ̯ˈtreːtʊŋsˌmaxt/
Worttrennung: Ver·tre·tungs·macht
اسم

اختیار نمایندگی، قدرت نمایندگی حقوقی

Bedeutungen

1

قدرت یا اختیار قانونی که به یک شخص یا نهاد داده می‌شود تا به نمایندگی از شخص یا نهاد دیگری عمل کند و تصمیم بگیرد.

  • Der Anwalt hat die Vertretungsmacht seines Mandanten.وکیل اختیار نمایندگی موکل خود را دارد.
  • Die Vertretungsmacht des Geschäftsführers ist im Handelsregister eingetragen.قدرت نمایندگی مدیر عامل در دفتر ثبت تجارت ثبت شده است.
  • Ohne Vertretungsmacht kann er keine Verträge abschließen.بدون اختیار نمایندگی، او نمی‌تواند قرارداد ببندد.