die Verunsicherung

Aussprache: /fɛɐ̯ˈʊnzɪçərʊŋ/
Worttrennung: Ver·un·si·che·rung
اسم

عدم اطمینان، سردرگمی، بی‌ثباتی، تزلزل

Bedeutungen

1

حالت یا وضعیتی که در آن فرد یا گروهی احساس عدم اطمینان، تردید، اضطراب یا بی‌ثباتی می‌کنند. این می‌تواند ناشی از اطلاعات متناقض، تغییرات ناگهانی یا تهدیدات ناشناخته باشد.

  • Die plötzliche Ankündigung führte zu großer Verunsicherung bei den Mitarbeitern.اعلامیه ناگهانی باعث عدم اطمینان زیادی در بین کارکنان شد.
  • Die wirtschaftliche Krise sorgte für Verunsicherung auf den Finanzmärkten.بحران اقتصادی باعث بی‌ثباتی در بازارهای مالی شد.
  • Seine widersprüchlichen Aussagen verursachten nur Verunsicherung.اظهارات متناقض او فقط سردرگمی ایجاد کرد.