die Verunsicherung
عدم اطمینان، سردرگمی، بیثباتی، تزلزل
Bedeutungen
1
حالت یا وضعیتی که در آن فرد یا گروهی احساس عدم اطمینان، تردید، اضطراب یا بیثباتی میکنند. این میتواند ناشی از اطلاعات متناقض، تغییرات ناگهانی یا تهدیدات ناشناخته باشد.
- Die plötzliche Ankündigung führte zu großer Verunsicherung bei den Mitarbeitern.اعلامیه ناگهانی باعث عدم اطمینان زیادی در بین کارکنان شد.
- Die wirtschaftliche Krise sorgte für Verunsicherung auf den Finanzmärkten.بحران اقتصادی باعث بیثباتی در بازارهای مالی شد.
- Seine widersprüchlichen Aussagen verursachten nur Verunsicherung.اظهارات متناقض او فقط سردرگمی ایجاد کرد.