die Verwöhnung

Aussprache: /fɛɐ̯ˈvøːnʊŋ/
Worttrennung: Ver·wöh·nung
اسم

لوس کردن، نازپروری، زیاده‌روی در خوشگذرانی

Bedeutungen

1

عمل یا اثر نازپروری یا لوس کردن بیش از حد کسی، اغلب با دادن امکانات و راحتی زیاد که می‌تواند منجر به عدم قدردانی یا توقعات غیرواقعی شود.

  • Die Verwöhnung der Kinder führte zu schlechten Manieren.لوس کردن بچه‌ها منجر به بداخلاقی شد.
  • Er litt unter der ständigen Verwöhnung seiner Großeltern.او از نازپروری مداوم پدربزرگ و مادربزرگش رنج می‌برد.
  • Die Verwöhnung in der Jugend kann im Erwachsenenalter Probleme verursachen.لوس شدن در جوانی می‌تواند در بزرگسالی مشکلاتی ایجاد کند.
2

لذت بردن زیاد از چیزهای خوب و راحت؛ زیاده‌روی در خوشگذرانی.

  • Nach der anstrengenden Reise genossen sie die Verwöhnung im Luxushotel.پس از سفر پرزحمت، آنها از ناز و نعمت در هتل لوکس لذت بردند.
  • Ein Tag der Verwöhnung mit Massage und gutem Essen tat ihr gut.یک روز ناز و نعمت با ماساژ و غذای خوب برای او مفید بود.
  • Er gönnte sich eine kleine Verwöhnung nach der stressigen Arbeitswoche.او پس از هفته کاری پر استرس، خود را به کمی ناز و نعمت مهمان کرد.