die Verwüstung

Aussprache: /fɛrˈvyːstʊŋ/
Worttrennung: Ver·wüs·tung
اسم

ویرانی، تخریب، نابودی؛ بیابان‌زایی

Bedeutungen

1

وضعیت تخریب گسترده و نابودی که در اثر بلایای طبیعی مانند زلزله، سیل، طوفان یا جنگ ایجاد می‌شود.

  • Der Hurrikan hinterließ eine Spur der Verwüstung in der Küstenregion.طوفان هاری‌کن اثری از ویرانی در منطقه ساحلی به جا گذاشت.
  • Nach dem Krieg war die Stadt eine einzige Verwüstung.پس از جنگ، شهر ویرانه‌ای بیش نبود.
  • Die Verwüstung durch das Erdbeben war immens.ویرانی ناشی از زلزله عظیم بود.
2

فرآیند تبدیل یک منطقه حاصلخیز به زمین بایر یا بیابان به دلیل عواملی مانند خشکسالی، فرسایش خاک یا فعالیت‌های نادرست انسانی.

  • Überweidung kann zur Verwüstung von Weideland führen.چرای بیش از حد می‌تواند منجر به بیابان‌زایی مراتع شود.
  • Die Verwüstung der Böden ist ein ernstes Umweltproblem.تخریب خاک یک مشکل جدی زیست‌محیطی است.
  • Ohne Bewässerung droht die Verwüstung der landwirtschaftlichen Flächen.بدون آبیاری، خطر نابودی زمین‌های کشاورزی وجود دارد.