die Verwahrlosung
بیتوجهی، رهاشدگی، فرسودگی، تباهی
Bedeutungen
1
وضعیت ناشی از بیتوجهی، عدم مراقبت یا نگهداری صحیح که منجر به فرسودگی، تخریب یا تباهی میشود.
- Die Verwahrlosung des Gebäudes war offensichtlich.فرسودگی ساختمان مشهود بود.
- Die Kinder litten unter der Verwahrlosung ihrer Eltern.کودکان از بیتوجهی والدینشان رنج میبردند.
- Verwahrlosung kann zu sozialen Problemen führen.بیتوجهی میتواند منجر به مشکلات اجتماعی شود.