die Verwahrlosung

Aussprache: /fɛɐ̯ˈvaːɐ̯ˌloːzʊŋ/
Worttrennung: Ver·wahr·lo·sung
اسم

بی‌توجهی، رهاشدگی، فرسودگی، تباهی

Bedeutungen

1

وضعیت ناشی از بی‌توجهی، عدم مراقبت یا نگهداری صحیح که منجر به فرسودگی، تخریب یا تباهی می‌شود.

  • Die Verwahrlosung des Gebäudes war offensichtlich.فرسودگی ساختمان مشهود بود.
  • Die Kinder litten unter der Verwahrlosung ihrer Eltern.کودکان از بی‌توجهی والدینشان رنج می‌بردند.
  • Verwahrlosung kann zu sozialen Problemen führen.بی‌توجهی می‌تواند منجر به مشکلات اجتماعی شود.