die Verwahrung
نگهداری، حفاظت، امانتداری
Bedeutungen
1
عمل نگهداری امن و محافظت از اشیاء یا داراییها، اغلب به صورت امانت.
- Die Verwahrung von Wertgegenständen in einem Bankschließfach ist sicher.نگهداری اشیاء قیمتی در گاوصندوق بانک امن است.
- Die Verwahrung der Dokumente obliegt dem Sekretariat.حفاظت از اسناد بر عهده دبیرخانه است.
- Er übernahm die Verwahrung der Kinder, während die Eltern weg waren.او مسئولیت نگهداری از بچهها را در حالی که والدین رفته بودند، بر عهده گرفت.