der Verwandtenkreis

Aussprache: /fɛɐ̯ˈvantn̩ˌkʁaɪ̯s/
Worttrennung: Ver·wand·ten·kreis
اسم

دایره خویشاوندان، فامیل

Bedeutungen

1

مجموعه افرادی که با یک شخص نسبت خویشاوندی دارند؛ شامل خانواده درجه یک و سایر بستگان.

  • Sie hat einen großen Verwandtenkreis in ganz Deutschland.او در سراسر آلمان فامیل زیادی دارد.
  • Der Verwandtenkreis traf sich zur Hochzeit.دایره خویشاوندان برای عروسی گرد هم آمدند.
  • Er pflegt den Kontakt zu seinem erweiterten Verwandtenkreis.او ارتباط خود را با دایره گسترده‌تر فامیل حفظ می‌کند.