der Verwandtenkreis
دایره خویشاوندان، فامیل
Bedeutungen
1
مجموعه افرادی که با یک شخص نسبت خویشاوندی دارند؛ شامل خانواده درجه یک و سایر بستگان.
- Sie hat einen großen Verwandtenkreis in ganz Deutschland.او در سراسر آلمان فامیل زیادی دارد.
- Der Verwandtenkreis traf sich zur Hochzeit.دایره خویشاوندان برای عروسی گرد هم آمدند.
- Er pflegt den Kontakt zu seinem erweiterten Verwandtenkreis.او ارتباط خود را با دایره گستردهتر فامیل حفظ میکند.