die Verwirbelung
تلاطم، گرداب، چرخش
Bedeutungen
1
ایجاد جریانهای گردابی یا نامنظم در یک سیال (مایع یا گاز) که ناشی از موانع، تغییرات سرعت یا شکل نامناسب است.
- Die Verwirbelung des Wassers behinderte die Schiffbarkeit.تلاطم آب مانع کشتیرانی میشد.
- Ingenieure versuchen, die Verwirbelung in den Rohren zu minimieren.مهندسان سعی در به حداقل رساندن چرخش در لولهها دارند.
- Starke Winde verursachten eine starke Verwirbelung über dem See.بادهای شدید باعث تلاطم شدیدی بر فراز دریاچه شدند.