die Verworfenheit
پستی، رذالت، تباهی
Bedeutungen
1
وضعیت اخلاقی بسیار پست، فساد، تباهی و انحطاط؛ اغلب به اعمال یا افکار شرورانه و غیرانسانی اشاره دارد.
- Die Verworfenheit seiner Taten schockierte die Öffentlichkeit.پستی اعمال او، عموم را شوکه کرد.
- Er wurde wegen seiner Verworfenheit und Grausamkeit verurteilt.او به دلیل رذالت و بیرحمیاش محکوم شد.
- Die Geschichte beschreibt die Verworfenheit des Krieges.این داستان، تباهی جنگ را توصیف میکند.