das Verzögern
تأخیر، تعویق
Bedeutungen
1
عمل یا اثر به تأخیر انداختن یا کند کردن روند چیزی.
- Das Verzögern des Projekts kostete viel Geld.تأخیر در پروژه هزینه زیادی داشت.
- Wir müssen das Verzögern der Lieferung vermeiden.ما باید از تعویق تحویل جلوگیری کنیم.
- Das Verzögern der Entscheidung war unklug.به تعویق انداختن تصمیمگیری غیرعاقلانه بود.