verzweifeln

Aussprache: /fɛɐ̯ˈt͡svaɪ̯fl̩n/
Wortzerlegung: ver·zwei·feln
فعل

ناامید شدن، از خود بیخود شدن، درمانده شدن

Beispiele

  • Er ''verzweifelt'' an seinem Ehestreit.او از دعوای زناشویی‌اش درمانده و ناامید شده است.

Bedeutungen

1 an + Dativ

امید را از دست دادن، دلسرد شدن

  • Er verzweifelt an der Situation.او از وضعیت ناامید شده است.
  • Manchmal verzweifle ich an der Bürokratie.گاهی اوقات از بوروکراسی ناامید می‌شوم.