die Viehhüterin
چوپان زن، دامبان زن
Bedeutungen
1
زن یا دختری که وظیفه مراقبت، هدایت و محافظت از دامها را بر عهده دارد.
- Die junge Viehhüterin sorgte dafür, dass die Ziegen nicht entliefen.چوپان زن جوان مراقب بود که بزها فرار نکنند.
- Sie war die einzige Viehhüterin in dem Dorf.او تنها چوپان زن در آن روستا بود.
- Die Viehhüterin pfiff, um die Hunde zu rufen.چوپان زن سوت زد تا سگها را صدا کند.