vierjährig

Aussprache: /ˈfiːɐ̯ˌjɛːrɪç/
Worttrennung: vier·jäh·rig
صفت

چهار ساله

Bedeutungen

1

سن آن چهار سال است.

  • Das vierjährige Kind malt gerne Bilder.کودک چهار ساله از نقاشی کشیدن لذت می‌برد.
  • Er hat vierjährige Erfahrung in der Softwareentwicklung.او چهار سال تجربه در توسعه نرم‌افزار دارد.
  • Die vierjährige Garantie deckt alle Reparaturen ab.گارانتی چهار ساله تمام تعمیرات را پوشش می‌دهد.
2

مدت زمان آن چهار سال است.

  • Das vierjährige Projekt wird im nächsten Jahr abgeschlossen sein.این پروژه چهار ساله سال آینده به پایان خواهد رسید.
  • Sie hat eine vierjährige Ausbildung zur Krankenschwester gemacht.او یک دوره چهار ساله آموزش پرستاری را گذرانده است.
  • Der vierjährige Vertrag läuft Ende des Monats aus.قرارداد چهار ساله در پایان ماه منقضی می‌شود.