der Vierpfünder
چیزی به وزن چهار پوند، نان چهار پوندی
Bedeutungen
1
چیزی که وزن آن دقیقاً چهار پوند (واحد وزن در سیستم امپریال) باشد، به خصوص نانی که این وزن را داشته است.
- Der Bäcker formte einen großen Laib Brot, einen typischen Vierpfünder.نانوا یک قرص نان بزرگ، یک چهار پوندی معمولی، درست کرد.
- Das Paket enthielt einen Vierpfünder Käse aus der Region.بسته حاوی یک پنیر چهار پوندی از منطقه بود.
- In alten Rezepten wird oft ein Vierpfünder als Mengenangabe für Mehl verwendet.در دستور پختهای قدیمی، اغلب از چهار پوند به عنوان مقدار آرد استفاده میشود.