der Vierzehnjähriger
پسر چهارده ساله، نوجوان چهارده ساله
Bedeutungen
1
پسری که سن او چهارده سال تمام است.
- Der vierzehnjährige Junge spielt gerne Fußball im Park.پسر چهارده ساله دوست دارد در پارک فوتبال بازی کند.
- Als vierzehnjähriger durfte er noch nicht alleine Auto fahren.به عنوان یک چهارده ساله، او هنوز اجازه نداشت به تنهایی رانندگی کند.
- Die Eltern des vierzehnjährigen Schülers wurden zur Elternversammlung eingeladen.والدین دانشآموز چهارده ساله به جلسه اولیا و مربیان دعوت شدند.