die Visagistin
چهرهپرداز زن، آرایشگر زن (حرفهای)
Beispiele
- Pretty jobbt als ''Visagistin,'' Craig Paris aber hat Soziologie studiert in Nairobi.پریتی به عنوان "چهرهپرداز" کار میکند، اما کریگ پاریس جامعهشناسی در نایروبی خوانده است.
چهرهپرداز زن، آرایشگر زن (حرفهای)