die Vitalität
سرزندگی، شادابی، نیروی حیات
Bedeutungen
1
کیفیت زنده بودن؛ قدرت، انرژی و شادابی.
- Trotz ihres hohen Alters besitzt sie noch viel Vitalität.او علیرغم سن بالا، هنوز سرزندگی زیادی دارد.
- Die Vitalität der Pflanzen war im Frühling deutlich zu sehen.شادابی گیاهان در بهار به وضوح دیده میشد.
- Er hat seine Vitalität durch regelmäßigen Sport bewahrt.او سرزندگی خود را از طریق ورزش منظم حفظ کرده است.