die Vogelfreiheit
بیقانونی، آزادی مطلق
Bedeutungen
1
وضعیت خارج از قانون بودن، به طوری که فرد مورد تعقیب قرار گیرد و هر کسی بتواند او را مجازات کند؛ در معنای امروزیتر، آزادی بیقید و شرط و بدون محدودیت.
- Nachdem er des Diebstahls beschuldigt wurde, lebte er in Vogelfreiheit.پس از متهم شدن به سرقت، او در وضعیت بیقانونی زندگی میکرد.
- Die Kinder genossen die Vogelfreiheit während der Sommerferien.بچهها از آزادی مطلق در طول تعطیلات تابستان لذت بردند.
- In der Wildnis herrschte eine Art Vogelfreiheit, die sowohl beängstigend als auch faszinierend war.در طبیعت وحشی نوعی آزادی مطلق حاکم بود که هم ترسناک و هم جذاب بود.