der Vogelkopf

Aussprache: /ˈfoːɡl̩ˌkɔpf/
Worttrennung: Vo·gel·kopf
اسم

سر پرنده، صورت پرنده‌مانند

Bedeutungen

1

سر یا بخش بالایی بدن یک پرنده.

  • Der Vogelkopf war neugierig zur Seite geneigt.سر پرنده با کنجکاوی به پهلو خم شده بود.
  • Man konnte den scharfen Schnabel am Vogelkopf gut erkennen.منقار تیز روی سر پرنده به خوبی قابل تشخیص بود.
  • Die Statue zeigte einen stilisierten Vogelkopf.مجسمه، سر پرنده‌ای با طرحی انتزاعی را نشان می‌داد.
2

به طور استعاری، به چیزی که شبیه سر پرنده است یا شکلی شبیه آن دارد.

  • Die Bergspitze hatte die Form eines Vogelkopfs.قله کوه شکلی شبیه سر پرنده داشت.
  • Der Architekt entwarf ein Gebäude mit einem Vogelkopf-ähnlichen Dach.معمار ساختمانی با سقفی شبیه سر پرنده طراحی کرد.
  • Der Griff der Vase endete in einem verzierten Vogelkopf.دسته گلدان با یک سر پرنده تزئینی به پایان می‌رسید.