die Vogelkundlerin
پرندهشناس زن
Bedeutungen
1
زنی که پرندهشناسی را به عنوان رشته علمی یا علاقه اصلی خود دنبال میکند و دانش گستردهای در مورد رفتار، زیستگاه و طبقهبندی پرندگان دارد.
- Die Vogelkundlerin veröffentlichte ihre Forschungsergebnisse in einer Fachzeitschrift.پرندهشناس زن نتایج تحقیقات خود را در یک مجله تخصصی منتشر کرد.
- Sie ist eine engagierte Vogelkundlerin, die sich für den Schutz bedrohter Arten einsetzt.او یک پرندهشناس زن متعهد است که برای حفاظت از گونههای در معرض خطر تلاش میکند.
- Die Vogelkundlerin gab den Teilnehmern des Workshops Tipps zur Vogelbeobachtung.پرندهشناس زن به شرکتکنندگان کارگاه نکاتی در مورد پرندهنگری آموزش داد.