die Vogelkundlerin

Aussprache: /ˈfoːɡl̩ˌkʊndlərɪn/
Worttrennung: Vo·gel·kund·le·rin
اسم

پرنده‌شناس زن

Bedeutungen

1

زنی که پرنده‌شناسی را به عنوان رشته علمی یا علاقه اصلی خود دنبال می‌کند و دانش گسترده‌ای در مورد رفتار، زیستگاه و طبقه‌بندی پرندگان دارد.

  • Die Vogelkundlerin veröffentlichte ihre Forschungsergebnisse in einer Fachzeitschrift.پرنده‌شناس زن نتایج تحقیقات خود را در یک مجله تخصصی منتشر کرد.
  • Sie ist eine engagierte Vogelkundlerin, die sich für den Schutz bedrohter Arten einsetzt.او یک پرنده‌شناس زن متعهد است که برای حفاظت از گونه‌های در معرض خطر تلاش می‌کند.
  • Die Vogelkundlerin gab den Teilnehmern des Workshops Tipps zur Vogelbeobachtung.پرنده‌شناس زن به شرکت‌کنندگان کارگاه نکاتی در مورد پرنده‌نگری آموزش داد.