der Vogelschädel
جمجمه پرنده
Bedeutungen
1
استخوانبندی سر یک پرنده، که اغلب در مطالعات علمی یا به عنوان نمونه جمعآوری میشود.
- Der Biologe untersuchte den Vogelschädel unter dem Mikroskop.زیستشناس جمجمه پرنده را زیر میکروسکوپ بررسی کرد.
- Im Museum wurde ein alter Vogelschädel ausgestellt.یک جمجمه پرنده قدیمی در موزه به نمایش گذاشته شده بود.
- Sie fand einen kleinen Vogelschädel am Strand.او جمجمه پرنده کوچکی را در ساحل پیدا کرد.