der Vogelschlag

Aussprache: /ˈfoːɡl̩ˌʃlaːk/
Worttrennung: Vo·gel·schlag
اسم

برخورد پرنده، تلفات پرندگان

Bedeutungen

1

برخورد یک پرنده با یک شیء متحرک، به ویژه با هواپیما در حین پرواز یا فرود که می‌تواند خطرناک باشد.

  • Der Vogelschlag zwang die Piloten zur sofortigen Landung.برخورد پرنده خلبانان را مجبور به فرود اضطراری کرد.
  • Moderne Flugzeuge sind so konstruiert, dass sie einem gewissen Grad an Vogelschlag widerstehen können.هواپیماهای مدرن طوری طراحی شده‌اند که می‌توانند در برابر درجه‌ای از برخورد پرنده مقاومت کنند.
  • Die Flughäfen ergreifen Maßnahmen, um das Risiko von Vogelschlag zu minimieren.فرودگاه‌ها برای به حداقل رساندن خطر برخورد پرنده اقداماتی را انجام می‌دهند.