der Volksbrauch
رسم عامیانه، سنت مردمی
Bedeutungen
1
یک سنت، رسم یا عادت که در میان مردم یک جامعه یا گروه خاص رایج است و از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
- Der Weihnachtsbaum ist ein weit verbreiteter Volksbrauch.درخت کریسمس یک رسم مردمی گسترده است.
- Viele Volksbräuche sind tief in der Geschichte verwurzelt.بسیاری از رسوم مردمی عمیقاً در تاریخ ریشه دارند.
- Das Ostereiersuchen ist ein beliebter Volksbrauch.تخم مرغ عید را گشتن یک رسم مردمی محبوب است.