die Vollstreckungsbeamtin

Aussprache: /fɔlˈʃtʁɛkʊŋsˌbəˈʔamptɪn/
Worttrennung: Voll·stre·ckungs·be·am·tin
اسم

مأمور اجرای احکام (زن)

Bedeutungen

1

زنی که وظیفه اجرای احکام قضایی، مانند توقیف اموال یا دستگیری افراد را بر عهده دارد.

  • Die Vollstreckungsbeamtin kam, um die Schulden einzutreiben.مأمور اجرای احکام برای وصول بدهی‌ها آمد.
  • Sie arbeitet als Vollstreckungsbeamtin beim Amtsgericht.او به عنوان مأمور اجرای احکام در دادگاه منطقه‌ای کار می‌کند.
  • Die Vollstreckungsbeamtin musste einen Gerichtsbeschluss vorlegen.مأمور اجرای احکام مجبور بود حکم دادگاه را ارائه دهد.