die Vollwaise
یتیم کامل (هر دو والدین فوت کرده باشند)
Bedeutungen
1
کودکی که هر دو والد خود را از دست داده است.
- Nach dem tragischen Unfall wurde das Kind zur Vollwaise.پس از تصادف غمانگیز، کودک یتیم کامل شد.
- Die Organisation kümmert sich um die Betreuung von Waisenkindern und Vollwaisen.این سازمان از کودکان یتیم و یتیمان کامل مراقبت میکند.
- Er wuchs als Vollwaise im Waisenhaus auf.او به عنوان یتیم کامل در پرورشگاه بزرگ شد.