der Vorbestrafte
فرد دارای سابقه کیفری (مونث)
Bedeutungen
1
زنی که قبلاً به جرمی محکوم شده و دارای سابقه کیفری است.
- Die Vorbestrafte musste sich regelmäßig bei der Polizei melden.فرد دارای سابقه کیفری (مونث) مجبور بود به طور منظم به پلیس گزارش دهد.
- Es ist schwierig für eine Vorbestrafte, eine neue Arbeitsstelle zu finden.پیدا کردن شغل جدید برای یک زن دارای سابقه کیفری دشوار است.
- Die Akte zeigte, dass die Angeklagte eine Vorbestrafte war.پرونده نشان داد که متهم زنی دارای سابقه کیفری بوده است.