der Vorbestrafte

Aussprache: /ˈfoːɐ̯bəˌʃtʁaːftə/
Worttrennung: Vor·be·straf·te
اسم

فرد دارای سابقه کیفری (مونث)

Bedeutungen

1

زنی که قبلاً به جرمی محکوم شده و دارای سابقه کیفری است.

  • Die Vorbestrafte musste sich regelmäßig bei der Polizei melden.فرد دارای سابقه کیفری (مونث) مجبور بود به طور منظم به پلیس گزارش دهد.
  • Es ist schwierig für eine Vorbestrafte, eine neue Arbeitsstelle zu finden.پیدا کردن شغل جدید برای یک زن دارای سابقه کیفری دشوار است.
  • Die Akte zeigte, dass die Angeklagte eine Vorbestrafte war.پرونده نشان داد که متهم زنی دارای سابقه کیفری بوده است.