der Vorfall

Aussprache: /ˈfoːɐ̯fal/
Worttrennung: Vor·fall
اسم

حادثه، واقعه، رویداد (معمولاً ناخوشایند)

Bedeutungen

1

یک رویداد یا اتفاق، به ویژه رویدادی که غیرمنتظره، ناخوشایند یا قابل توجه باشد.

  • Der Vorfall ereignete sich gestern Abend.این حادثه شامگاه گذشته رخ داد.
  • Die Polizei untersucht den Vorfall.پلیس در حال بررسی این واقعه است.
  • Ein unerwarteter Vorfall führte zur Verspätung.یک اتفاق غیرمنتظره منجر به تأخیر شد.
2

یک اتفاق یا حادثه خاص که نیاز به بررسی، گزارش یا اقدام دارد.

  • Jeder sicherheitsrelevante Vorfall muss gemeldet werden.هر حادثه مرتبط با ایمنی باید گزارش شود.
  • Der Vorfall am Flughafen sorgte für Aufsehen.این واقعه در فرودگاه توجه‌ها را به خود جلب کرد.
  • Wir müssen aus diesem Vorfall lernen.ما باید از این رویداد درس بگیریم.