اسم
روش کار، شیوه عمل، رویکرد
جملات نمونه برای Vorgangsweise:
Zwar betonen Behörden und Betreiber, sie würden die Meiler auf die bisherige seismische Aktivität des jeweiligen Gebietes ausrichten, doch ist diese ''Vorgangsweise'' nicht unumstritten.
اگرچه مقامات و اپراتورها تأکید میکنند که راکتورها را بر اساس فعالیت لرزهای قبلی منطقه مربوطه تنظیم میکنند، اما این شیوه عمل بیچون و چرا نیست.