die Vorhölle
برزخ، پیشجهنم، لیمبوس
Bedeutungen
1
در الهیات مسیحی، مکانی موقت بین مرگ و رستاخیز یا بین زمین و بهشت/جهنم؛ همچنین به معنای وضعیت بلاتکلیفی یا انتظار.
- Die Seelen der Ungetauften kamen in die Vorhölle.ارواح غسل تعمید نیافته به برزخ میرفتند.
- Nach dem Unfall befand er sich in einer Art Vorhölle, unfähig zu sprechen oder sich zu bewegen.پس از تصادف، او در وضعیتی شبیه به برزخ قرار داشت، ناتوان از صحبت کردن یا حرکت.
- Die Wartezeit auf die Ergebnisse fühlte sich wie eine Vorhölle an.زمان انتظار برای نتایج مانند یک برزخ بود.