vorhersagen
پیشبینی کردن، پیشگویی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / dass-Satz
وقایع آینده، روندها یا آبوهوا را بر اساس شواهد یا تحلیل پیشبینی کردن
- Experten sagen eine schwere Wirtschaftskrise vorher.کارشناسان یک بحران اقتصادی شدید را پیشبینی میکنند.
- Der Meteorologe hat schwere Unwetter vorhergesagt.هواشناس طوفانهای شدیدی را پیشبینی کرده است.