der Vorkauf

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌkaʊ̯f/
Worttrennung: Vor·kauf
اسم

پیش‌خرید

Bedeutungen

1

حق یا عمل خریدن چیزی قبل از اینکه برای عموم عرضه شود یا قبل از موعد مقرر.

  • Fans konnten Tickets im Vorkauf erwerben, bevor der offizielle Verkauf begann.طرفداران توانستند بلیط‌ها را پیش‌خرید کنند قبل از اینکه فروش رسمی آغاز شود.
  • Der Vorkauf für das Konzert war sehr beliebt.پیش‌خرید کنسرت بسیار محبوب بود.
  • Wir haben uns die Aktien im Vorkauf gesichert.ما سهام را در مرحله پیش‌خرید برای خودمان تضمین کردیم.