die Vorliebe
علاقه خاص، تمایل، سلیقه
Beispiele
- Ich habe eine ''Vorliebe'' für Sachbücher über Physik.من «علاقه خاصی» به کتابهای غیرداستانی درباره فیزیک دارم.
- Ihre persönlichen ''Vorlieben'' interessieren mich nicht.علایق» شخصی تو برای من اهمیتی ندارد.
- Sie isst mit ''Vorliebe'' Schokoladeneis.او با «علاقه» بستنی شکلاتی میخورد.
- Meine Großmutter hört mit ''Vorliebe'' Rockmusik.مادربزرگم با «علاقه» به موسیقی راک گوش میدهد.
Bedeutungen
1
Vorliebe für + Akkusativ
علاقه ویژه به چیزی یا کسی، ترجیح دادن چیزی
- Sie hat eine besondere Vorliebe für klassische Musik.او علاقه ویژهای به موسیقی کلاسیک دارد.
- Seine Vorliebe für Schokolade ist bekannt.علاقه او به شکلات شناخته شده است.