die Vorliebe

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌliːbə/
Wortzerlegung: Vor·lie·be
اسم

علاقه خاص، تمایل، سلیقه

Beispiele

  • Ich habe eine ''Vorliebe'' für Sachbücher über Physik.من «علاقه خاصی» به کتاب‌های غیرداستانی درباره فیزیک دارم.
  • Ihre persönlichen ''Vorlieben'' interessieren mich nicht.علایق» شخصی تو برای من اهمیتی ندارد.
  • Sie isst mit ''Vorliebe'' Schokoladeneis.او با «علاقه» بستنی شکلاتی می‌خورد.
  • Meine Großmutter hört mit ''Vorliebe'' Rockmusik.مادربزرگم با «علاقه» به موسیقی راک گوش می‌دهد.

Bedeutungen

1 Vorliebe für + Akkusativ

علاقه ویژه به چیزی یا کسی، ترجیح دادن چیزی

  • Sie hat eine besondere Vorliebe für klassische Musik.او علاقه ویژه‌ای به موسیقی کلاسیک دارد.
  • Seine Vorliebe für Schokolade ist bekannt.علاقه او به شکلات شناخته شده است.