das Vororthaus
خانه حومه شهر
Bedeutungen
1
خانهای که در منطقه حومه یک شهر یا کلانشهر واقع شده است، معمولاً دورتر از مرکز شهر و اغلب در فضایی آرامتر.
- Sie kauften ein schönes Vororthaus mit großem Garten.آنها یک خانه زیبای حومهشهری با باغ بزرگ خریدند.
- Das Vororthaus liegt verkehrsgünstig nahe der Autobahn.خانه حومهشهری در مکانی با دسترسی خوب نزدیک بزرگراه قرار دارد.
- Viele Familien ziehen in ein Vororthaus, um mehr Platz zu haben.بسیاری از خانوادهها برای داشتن فضای بیشتر به خانههای حومهشهری نقل مکان میکنند.