der Vorsatz

Aussprache: /ˈfoːɐ̯zat͡s/
Worttrennung: Vor·satz
اسم

قصد، نیت، تصمیم، عزم

Bedeutungen

1

قصد یا نیت قبلی برای انجام کاری؛ عزم و اراده برای رسیدن به هدفی.

  • Er fasste den festen Vorsatz, abzunehmen.او تصمیم قاطع گرفت که لاغر شود.
  • Mit gutem Vorsatz beginnt das neue Jahr oft.سال نو اغلب با نیت خوب آغاز می‌شود.
  • Ihr Vorsatz war es, mehr Zeit für die Familie zu haben.تصمیم او این بود که وقت بیشتری برای خانواده داشته باشد.
2

در حقوق جزا، عنصر روانی جرم که به معنای اراده و آگاهی مجرم از انجام عمل مجرمانه و نتیجه آن است.

  • Der Richter prüfte, ob ein Vorsatz vorlag.قاضی بررسی کرد که آیا قصد مجرمانه وجود داشته است یا خیر.
  • Bei fahrlässigen Delikten fehlt der Vorsatz.در جرایم ناشی از بی‌احتیاطی، قصد مجرمانه وجود ندارد.
  • Der Vorsatz ist ein wichtiger Bestandteil bei der Beurteilung von Straftaten.قصد مجرمانه بخش مهمی در ارزیابی جرایم است.