der Vorschuss
پیشپرداخت، مساعده، پیشقسط
Bedeutungen
1
مبلغی که قبل از موعد مقرر یا قبل از تکمیل ارائه خدمات یا کالا پرداخت میشود؛ پیشپرداخت.
- Der Künstler erhielt einen Vorschuss für sein neues Buch.هنرمند برای کتاب جدیدش پیشپرداختی دریافت کرد.
- Für die Buchung des Hotels war ein Vorschuss von 20% nötig.برای رزرو هتل، پیشپرداخت ۲۰ درصدی لازم بود.
- Der Arbeitgeber zahlte einen Vorschuss auf das Gehalt.کارفرما مساعدهای به حقوق پرداخت کرد.
2
مبلغی که به عنوان کمک یا مساعده قبل از دریافت حقوق یا سود پرداخت میشود.
- Kann ich einen Vorschuss auf mein Gehalt bekommen?آیا میتوانم مساعدهای از حقوقم دریافت کنم؟
- Der Vorschuss muss mit der nächsten Gehaltsabrechnung verrechnet werden.این مساعده باید با فیش حقوقی بعدی تسویه شود.
- Sie bat um einen Vorschuss, da sie unerwartete Ausgaben hatte.او به دلیل هزینههای غیرمنتظره، درخواست مساعده کرد.