der Vorschützen
بهانه آوردن، وانمود کردن، ظاهرسازی کردن
Bedeutungen
1
عمل بهانهآوردن، وانمود کردن یا ظاهرسازی برای پنهان کردن حقیقت یا نیت واقعی؛ استفاده از یک دلیل ساختگی.
- Das Vorschützen von Krankheit war eine Ausrede, um nicht zur Arbeit zu gehen.بهانه آوردن بیماری، عذر و بهانهای برای نرفتن به سر کار بود.
- Sein ständiges Vorschützen von Problemen nervte die Kollegen.بهانهتراشی مداوم او برای مشکلات، همکاران را کلافه کرده بود.
- Wir sollten uns nicht vom Vorschützen anderer Leute täuschen lassen.ما نباید با بهانهتراشی دیگران فریب بخوریم.