der Vorstoß

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌʃtoːs/
Worttrennung: Vor·stoß
اسم

پیشروی، حمله، اقدام، نفوذ

Bedeutungen

1

حرکت سریع و تهاجمی به جلو، به ویژه در زمینه نظامی یا ورزشی.

  • Der plötzliche Vorstoß der feindlichen Truppen überraschte die Verteidiger.پیشروی ناگهانی نیروهای دشمن مدافعان را غافلگیر کرد.
  • Der Kapitän führte einen mutigen Vorstoß in Richtung des gegnerischen Tores.کاپیتان یک پیشروی شجاعانه به سمت دروازه حریف انجام داد.
  • Ein unerwarteter Vorstoß des Angreifers führte zum Ausgleichstreffer.یک پیشروی غیرمنتظره از سوی مهاجم منجر به گل تساوی شد.
2

اقدام یا ابتکار برای رسیدن به هدفی یا پیشبرد یک ایده.

  • Dieser wissenschaftliche Vorstoß könnte zu wichtigen neuen Erkenntnissen führen.این اقدام علمی می‌تواند به یافته‌های جدید مهمی منجر شود.
  • Der Vorstoß für mehr Umweltschutz gewinnt an Popularität.اقدام برای حفاظت بیشتر از محیط زیست در حال محبوب شدن است.
  • Es war ein kühner Vorstoß, das Projekt unter diesen Umständen zu starten.شروع پروژه در این شرایط یک اقدام جسورانه بود.
3

نفوذ یا پیشروی در یک زمینه یا حوزه خاص، اغلب برای کشف یا توسعه چیزی جدید.

  • Der technologische Vorstoß in der künstlichen Intelligenz ist bemerkenswert.پیشروی تکنولوژیکی در هوش مصنوعی قابل توجه است.
  • Die Forscher machten einen bedeutenden Vorstoß in der Krebsbekämpfung.محققان پیشرفت قابل توجهی در مبارزه با سرطان داشتند.
  • Ihr Vorstoß in die Welt der Kunst wurde von Kritikern gefeiert.ورود او به دنیای هنر مورد ستایش منتقدان قرار گرفت.