der Vorwand

Aussprache: /ˈfoːɐ̯vant/
Worttrennung: Vor·wand
اسم

بهانه، دستاویز

Bedeutungen

1

دلیلی که برای پنهان کردن دلیل واقعی یک عمل یا رفتار ارائه می‌شود؛ بهانه.

  • Er suchte nur einen Vorwand, um nicht zur Party zu gehen.او فقط بهانه‌ای می‌خواست تا به مهمانی نرود.
  • Die schlechte Wirtschaftslage war nur ein Vorwand für die Entlassungen.وضعیت بد اقتصادی فقط بهانه‌ای برای اخراج‌ها بود.
  • Sie benutzte ihre Krankheit als Vorwand, um die Arbeit zu vermeiden.او از بیماری‌اش به عنوان بهانه برای اجتناب از کار استفاده کرد.