der Vorwurf

Aussprache: /ˈfoːɐ̯ˌvʊʁf/
Worttrennung: Vor·wurf
اسم

سرزنش، اتهام، ایراد

Bedeutungen

1

بیان عقیده یا احساس مبنی بر اینکه کسی مسئول اشتباه، تقصیر یا عمل نادرستی است؛ اتهام یا سرزنش.

  • Er erhob den Vorwurf, dass sie ihn nicht ernst genommen hätte.او این اتهام را مطرح کرد که او را جدی نگرفته است.
  • Der Vorwurf der Lüge traf ihn tief.اتهام دروغگویی او را عمیقاً آزرده کرد.
  • Sie machte ihm den Vorwurf, zu spät gekommen zu sein.او او را به خاطر دیر آمدن سرزنش کرد.