der Vorwurf
سرزنش، اتهام، ایراد
Bedeutungen
1
بیان عقیده یا احساس مبنی بر اینکه کسی مسئول اشتباه، تقصیر یا عمل نادرستی است؛ اتهام یا سرزنش.
- Er erhob den Vorwurf, dass sie ihn nicht ernst genommen hätte.او این اتهام را مطرح کرد که او را جدی نگرفته است.
- Der Vorwurf der Lüge traf ihn tief.اتهام دروغگویی او را عمیقاً آزرده کرد.
- Sie machte ihm den Vorwurf, zu spät gekommen zu sein.او او را به خاطر دیر آمدن سرزنش کرد.